از رنسانس تا عصر هنر و خلاقیت
با گذر زمان، شهرها پايه‌گذاري شدند. تجارت بين قاره‌هاي اروپا و آسيا رونق گرفت و هر از چندي سپاهيان فاتح براي دستيابي و ثروت منطقه‌اي ديگر صف‌آرايي مي‌كردند. در حالي كه جهان شاهد تغييرات اجتماعي بسيار زيادي بود، تغييرات مربوط به بسته بندي بيشتر به تغيير در كيفيت و كميت روش هاي بسته‌بندي موجود محدود مي‌شد.

با گذر زمان، شهرها پايه‌گذاري شدند. تجارت بين قاره‌هاي اروپا و آسيا رونق گرفت و هر از چندي سپاهيان فاتح براي دستيابي و ثروت منطقه‌اي ديگر صف‌آرايي مي‌كردند. در حالي كه جهان شاهد تغييرات اجتماعي بسيار زيادي بود، تغييرات مربوط به بسته بندي بيشتر به تغيير در كيفيت و كميت روش هاي بسته‌بندي موجود محدود مي‌شد.

يك واقعه مهم در بسته‌بندي، كه به رومي‌ها و حدود 50 قبل از ميلاد نسبت داده مي‌شود، اختراع لوله دمش شيشه‌اي بود. لوله دمش يك ميله فلزي توخالي بود كه در يك سر آن توده‌اي از شيشه قرار داده مي‌شد. با دميدن از انتهاي ديگر لوله، فرد دمنده مي‌توانست توده مذاب را به شكل يك ظرف توخالي در اندازه‌ها و شكل‌هاي متنوع باد كند. اين ظرف را بدون دخالت دست و با تكرار پياپي دمش و شكل‌دهي مي‌شد ساخت و يا مي‌شد حباب شيشه را به درون يك قالب فنجان كه نقش هاي تزئيني قبلاً در آن ايجاد شده دميد.

اختراع لوله دمش، شيشه را از معابد و خانه اشراف خارج كرده و به آن استفاده عام داد. جام‌هاي شيشه‌اي رومي كه با ارابه‌ها و جنگ گلادياتورها تزئين شده و واضح است كه به عنوان يادگاري و نشان رخدادهايي فروخته شده‌اند، به اندازه كافي فراوان هستند.روشن نيست كه چه كسي اولين بشكه چوبي را ساخت، ولي احتمالاً آن نيز در همين دوره ساخته شده و احتمالاً در منطقه آلپ اروپا، گويا مقدر شده بود كه بشكه براي قرن ها، يكي از متداولترين اشكال بسته‌بندي باقي بماند.

با سقوط امپراتوري روم در حدود 450 ميلادي، اروپا به شكل دولت شهرهاي كوچك تنزل يافت كه در بهترين حالت بربريت مطلق بود. بسياري از هنرها و حرفه‌هاي قوام يافته، يا فراموش شد و يا راكد ماند. طول مدت 600 سال پس از سقوط رم چنان خالي از هرگونه تغيير قابل توجهي است كه مورخان به آن «دوران سياه» مي‌گويند.پيشرفت‌هاي ايجاد شده در اين دوران از شرق دور و يا ملت هاي عربي كه به تازگي از دين اسلام انگيزه و الهام گرفته بودند، مي‌آمد. در چين، تساي‌لون به عنوان كسي كه در حدود 105 ميلادي، اولين كاغذ واقعي را از مواد داخلي تنه درخت توت ساخت شناخته مي‌شود. هنگامي كه مسلمانان در حدود 950 ميلادي سمرقند را فتح كردند، راز اين كار را با خود به اروپا آوردند. مصريان قبل از آن برگ هاي مشابهي را با بافتن ساقه هاي خرد شده ني پاپيروس ساخته بودند. آنها با كوبيدن، تحت فشار قرار دادن و خشك كردن اين نوارهاي بافته شده ماده ورقه اي مفيدي مي‌ساختند. قرن ها بعد به اختراع چيني‌ها كه از الياف گياهي تنيده ساخته شده بود اسم «paper» دادند (كه از پاپيروس مصري گرفته شده).

چاپ از طريق بريده‌هاي چوب، كه جد باستاني روش چاپي فلكسوگرافي است، نيز ريشه در شرق دارد. قديمي‌ترين كارهاي چاپي موجود نشان‌هاي بوديستي ژاپني است كه به سال 768 ميلادي برمي‌گردد. قديمي‌ترين كتاب موجود، كه در تركستان پيدا شده و در سال 868 چاپ شده، كتاب «الماس سوترا» است.

اما اروپا درحدود سال 1100 ميلادي بيدار شد. حرفه هاي مهجور مانده دوباره احياء شدند، آموزش و هنر زنده شد، تجارت رونق گرفت و تا سال هاي 1500، دوران بزرگ اكتشاف رو به آغاز نهاده بود. هنر چاپ در اين زمان زاده شد.ساختارهاي بنيادي جامعه تغيير چنداني نيافته بود. بيشتر مردم وابسته به زمين بودند، گاهي به عنوان مالكان آزاد و در بيشتر مواقع به عنوان رعايائي كه همه زندگي خود و بخشي از هرچه كه خود توليد مي‌كنند را به قدرت بالاتري مديون بودند. اكثريت جامعه آن چيزي را مي‌خوردند كه خود عمل آورده، يافته و يا گرفته بود، در اين سطح زندگي نيازمندي مشتري موجوديت نمي يابد.

مغازه و فروشگاه، از آن گونه كه ما مي‌شناسيم و در آن مي‌توان كالايي خريد وجود نداشت. اگرچه پول به عنوان وسيله مبادله وجود داشت، ولي اكثريت جامعه هرگز پولي به چشم خود نمي‌ديدند. توليد صرفاً مشغله اي سفارشي بود و آنچه تاكنون بسته‌بندي خوانده‌ايم، بطور شخصي ساخته مي‌شد. مثل بيشتر كالاهاي ديگر. بسته‌بندي، اگر هم در مواردي وجود داشت، خود وسيله‌اي گرانبها بود و به ندرت مثل بسته‌بندي‌هاي امروزه مي شد آن را دور ريخت. از آنجايي كه خرده فروشي وجود نداشت، ايده‌هاي بازاريابي، تبليغ، ساختارهاي قيمتي و توزيع اموري نامربوط بودند. جمعيت آنقدر زياد نبود كه توليد انبوه را، حتي در محدودترين معني خود امكان‌پذير سازد.

اما با شکل‌گیری انقلاب صنعتی، براي حمل وسايل مصرفي جديد و غذاي فراوان مورد نياز شهرها، تقاضا براي بشكه، جعبه، ظرف، سبد و كيسه افزايش يافت، صنعت بسته‌بندي نوپاي آن زمان مجبور بود براي همگامي با تقاضاي روبرو شده خود را مكانيزه كند.همان طور كه جمعيت بيشتري دور از محل هاي توليد غذا استقرار مي‌يافتند، تدبير روش هايي براي حفظ موادغذايي فراتر از عمر طبيعي بيولوژيكي انسان، ضرورت بيشتري مي‌يافت.

بسته‌بندي، درابتدا، تنها براي ظرف‌كردن و حفاظت از مواد به كار مي‌رفت تا پيش از آن زمان كه شهرها، متأثر از انقلاب صنعتي، رو به رشد نهادند، بسته‌بندي جداگانه كالا از اهميت چنداني برخوردار نبود. كارگران صنعتي جديد نيازمند اين بودند كه از طرف يك سيستم كشاورزي جداگانه تغذيه شده و از نتيجه مهارت توليدي ديگران نيازهاي غيرخوراكي خود را برآورده سازند.

ساكنين شهرها امكانات ذخيره‌سازي موجود در يك مزرعه را در اختيار نداشتند درنتيجه مقدار كالاي خريداري شده در هر نوبت كمتر شده و تعداد دفعات مراجعه به فروشگاه افزايش يافت. اين بهترين فرصت بود تا بسته‌بندي‌هاي جداگانه به مقداري كه مردم بيشتر مايل به خريد آنها بودند، ايجاد گردد. درعمل، سال‌ها طول كشيد تا اين امر جامعه عمل بپوشد و حتي امروزه نيز عمل تبديل بطور كامل انجام نمي‌شود.

در ابتدا، مغازه‌ها، به سادگي، سيستم توزيع فله كالاها را به كار گرفتند. مغازه‌دار سيب و بيسكويت را به صورت بشكه‌اي، پنير را در قالب‌هاي بزرگ و گياهان و داروها را در ظرف‌هاي شيشه‌اي دريافت مي‌كرد. سپس آنها را پيمانه كرده و اغلب درون ظرفي كه مشتري با خود داشت، مي‌ريخت. بيشتر آن چيزي كه مغازه دار مي‌فروخت محصول تكميل نشده بود.

البته داروها، لوازم آرايشي، انواع چاي، مشروبات و ساير كالاهاي گران‌قيمت و همچنين كالاهاي خطرناك مثل ميخ و سنجاق اولين كالاهايي بودند كه بسته‌بندي شدند. براي مثال سنجاق را اغلب در كاغذ مي‌پيچيدند و عبارت «يك بسته سنجاق» كالا را بطور دقيق توصيف مي‌كرد. در اين زمان كالاهاي زيادي در «بسته كاغذي» فروخته مي‌شد.با رو به رشد نهادن بسته‌بندي جداگانه كالا، توليد‌كنندگان كالاهاي با كيفيت تصميم گرفتند كالاهاي خود را به دليل وجود تضمين كيفيت يا تضمين تركيب به كار رفته در آن، از ديگران متمايز سازند.مارك جنس گذشته از بسته‌بندي فله در بسته بندي‌هاي واحد كالا يا برچسب نيز به كار گرفته شد و اين شكل اوليه طبقه‌بندي كالا برحسب مارك جنس، آن بود و همين‌طور شروع به كارگيري عبارت «نام جنس» كالا.اولين نام‌هاي استفاده شده براي جنس كالا ناگزير به ساده ترين راه انتخاب مي‌شدند يعني نام سازنده آن كالا. برخي از اين نام‌هاي شخصي كه تاكنون نيز باقي مانده اند عبارتند از:ياردلي (1770)، شوئپس  (1792)، پرير (1863) ، برادران اسميت  (1896) و كلگيت  (1873). (سوركا، ش 38، 1380، ص 13)

اما اغلب بسته‌بندي‌هايي كه در اواسط قرن نوزدهم متداول بودند براي كالاهاي گران‌قيمت استفاده مي‌شدند، چاپ و هنرهاي تزئيني در حال تكامل آن زمان، به تدريج براي اين بسته‌بندي‌هاي اوليه «فخيم» به كار گرفته شدند. بطور مشابه، توليد‌كنندگان دريافتند كه روي كاغذ به كار رفته براي پيچيدن كالا جهت فروش مي‌توان مارك جنس كالا يا پيامي در رابطه با دستور مصرف و يا توضيحي از خاصيت كالا چاپ كرد. بسياري از نقش‌هاي تزئيني اوليه براساس آثار هنري يا نشان‌ها و تصاوير ملي خلق شدند. برچسب‌ها با نوشته هاي مزين و پرداخت شده حلقه‌هاي گل و پيكرهاي تمثيلي يا زنان بسيار زيبا و بدون نقص چاپ مي‌شدند. اين نقش ها، اغلب به چندين سبك مختلف برحسب نوع كالا به كار مي‌رفتند.برچسب هاي اوليه قوطي هاي محتوي مواد خوراكي بايد مردم ساده روستايي را به خود جذب مي‌كرد، بنابراين زندگي شباني، انبار روستايي و انساني كه ميوه با خود حمل مي‌كرد، از نقش‌هاي متداولي بود كه در آن زمان به كار گرفته مي‌شد. گاهي اوقات گرافيك برچسب چندان ربطي به محتويات آن نداشت و گاهي نيز از يك گرافيك روي چند كالاي غيرمرتبط به هم استفاده مي‌شد.

اقدام ديگري كه متداول بود، نشان دادن مدال هاي طلايي بود كه در يكي از نمايشگاه‌هاي بزرگ ملي يا بين‌المللي كه در آن زمان اغلب برپا مي‌شد، اعطاء شده بود. بسياري از برچسب‌هاي اوليه چنان جالب توجه بودند كه به عنوان اشياء تزئيني نگهداري مي‌شدند.

ولی سال 1877 نقطه عطفي در تاريخ بسته‌بندي است. در اين سال، شركت غله آمريكا، نمادي را برگزيد كه به عنوان «علامت تجاري» مشخص‌كننده كالايش بود. اين نماد، تصوير يك شخصيت كويكر  بود كه خلوص، مردانگي، شرافت و درستي را نشان مي‌داد. اين شركت موفق شد با تلاش زياد، درصد زيادي از مردم را متقاعد سازد كه به جاي آرد جو دو سر، آرد جو دو سر «كويكر»مصرف كنند. احتمالاً موفقيت تصوير كويكر به عنوان علامت تجاري، ساير شركت‌ها را بر آن داشت تا شخصيت‌هايي را به عنوان نماد كالايشان انتخاب كنند. از ميان اين شخصيت‌ها مي‌توان به سرآشپز خندان «كرم گندم» (1893) و پسرك باراني پوش «شركت ملي بيسكويت» (1899) اشاره كرد.تزئين بسته‌بندي دنباله‌رو سبك‌ها و گرايشات هنر ملي است. بين سال‌هاي 1890 و حدود 1920، تزئين بسته‌بندي از سبك هنري نو ‌كه در آن دوره متداول بود پيروي مي‌كرد. پس از اين دوره، دوره گرافيك ها و طرح‌هاي هنري دكو  فرارسيد.

دهه 1950 همچنين شاهد رشد بسته‌بندي‌هاي راحت و بسته‌بندي‌هاي مواد غذائي آماده بود، كه از بين آنها مي‌توان به مخلوط آماده كيك، شام‌هاي تلويزيوني، خوراكي‌هائي كه در بسته‌بندي خود قابليت جوشيدن داشتند و مواد آماده گوشتي اشاره كرد. يك فن‌آوري فوق‌العاده رو به رشد، پلاستيك‌هاي مشتق از مواد پتروشيمي را به عنوان مصالح ساخت بسته‌بندي در اختيار طراحان بسته‌بندي قرار داد. در دهه 1970 و اوايل 1980 تغييرات متعددي رخ داد كه بسياري از آنها به‌صورت قانون درآمد. اما در دهه دوم قرن بيستم، توسعه كالاها چنان زياد بود كه بسته‌بندي نقش كاملاً جديدي يافت. يعني بيشتر از آن چه بخواهد كالائي را فراهم آورد نقش آن ايجاد انگيزش براي خريد شد. بر روي قفسه يك فروشگاه كه 10 كالاي رقيب كه همگي از نظر عملكرد و كيفيت مشابه‌اند قرار می‌گرفتندکه تنها راه ايجاد تمايزبرای آنها ، بسته‌بندي بود.   بازاريابان فراتر از خود كالا، روش زندگي، ارزش‌هاي احساسي، تصاوير، ويژگي‌ها و امتيازات نيمه خودآگاه و خلاصه هر آن چه كه خريدار را به خريد كالاي آنان ترغيب مي‌کرد به كار می گرفتندتا جایی که در بعضي موارد بسته‌بندي خود تبديل به كالا شده بود و گاهي نيز بسته‌بندي نوعي سرگرمي محسوب می‌شد؛ و امروزه از بسته‌بندي در جهت جذابتر كردن محصول ارائه شده، جلوه دادن اهميت و كيفيت محصول و درنتيجه بالابردن سودآوري آن محصول استفاده می‌شود و به آمیزه‌ای از هنر و خلاقیت و تکنولوژی مبدل شده است.